حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است این تاول است در کف پا یا جواهر است راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است دلهای شستوشو شده و پاک، بیشمار چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش در این مسیر سفـرهٔ افطار حاضر است وقتی که در نگـاه تو مقـصد حـرم شود پاگیر جاده میشود آن دل که عابر است آن دل که میگـریـزد از جـبر روزگار در جـستجـوی ردّ قـدمهـای جابـر است با آب و تاب سینهزنان گرم قلقل است کتری آبجوش که در اصل شاعر است |